الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

9

الغدير ( فارسي )

شريكشان شود و اين از نمونه‌هاى زورگوئى رايج در آن روزگار بود و پيامبر ( ص ) همراه با جارو كردن ديگر عادات گردنكشان و سنتهاى زور گويان اين رسم را نيز بر انداخت و گفت : هيچ چراگاهى نيست مگر براى خدا و رسول ( 1 ) و شافعى در تفسير اين حديث مىنويسد : « در روزگار جاهليت چون كسى از گردن كلفتهاى عرب در شهرى فرود مىآمد سگى را به پارس وا مىداشت و و آنگاه تا هر جا را كه صداى سگ مىرفت چراگاه اختصاصى براى مخصوصان خود قرار مىداد و هيچ كس را نمىگذاشت در استفاده از آن با او شريك شود ، و چارپايان خود را در آن بچراند با اين كه در استفاده از ديگر چراگاه‌هاى آن حوالى خود با ديگران شريك مىشد . . . پس پيامبر ( ص ) منع كرد از اين كه چنانچه در روزگار جاهليت عمل مىشد كسى چراگاه اختصاصى اختيار كند و ديگران را از آن محروم سازد . » سپس گويد : اين كه پيامبر گفت : « مگر براى خدا و رسول او » مقصود آن است كه مگر چراگاه اختصاصى را براى اسبان و شتران مسلمانان قرار دهند كه براى جهاد در راه خدا در كار سوارى و باربرى از آن استفاده مىشود يا براى شترانى كه متعلق به بيت المال است و به صورت زكات از مردم گرفته شده ، چنانچه عمر منطقه ى نقيع ( 2 ) را براى شترانى كه به عنوان صدقه از مردم مىگيرند و نيز براى اسبانى اختصاص داد كه براى جهاد در راه خدا آماده مىداشتند ( 3 ) . عمر برده اى از آن خود را به كار گزارى چراگاه اختصاصى بر گماشت - كه نامش هنى بود - و به او گفت : هنى ! دست و بازوى خويش را براى مردم فراهم آر و از نفرين مظلوم بپرهيز كه نفرين ستمديده مستجاب است و

--> ( 1 ) صحيح بخارى 3 / 113 ، الاموال از بو عبيد ص 294 ، كتاب الام از شافعى 3 / 207 و در دو كتاب اخير به گستردگى در پيرامون اين مسئله بحث شده است . ( 2 ) در بيست فرسنگى مدينه - يا همان نزديكىها - معجم البلدان . ( 3 ) برگرديد به كتاب الام 3 / 208 ، معجم البلدان 3 / 347 ، نهايه ابن اثير 1 / 297 ، لسان العرب 18 / 217 ، تاج العروس 10 / 99 .